آوَخ

آوخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوخ! چه داد هدیه به ما آموزگار...

آوَخ

آوخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوخ! چه داد هدیه به ما آموزگار...

چرا هنوز شریعتی؟

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۶ ب.ظ

زاویه ی زیست، در پستی به ماجرای لغو همایش «اکنون، ما و شریعتی» پرداخته و پرسشی خوب و مهم را پیش کشیده است: این که چرا هنوز با شریعتی چنین می کنند و ما باید با شریعتی چه کنیم؟ وقتی در پاسخی کامنتی به او گفتم که از اندیشیدن به شریعتی می گریزیم، چون از مواجه شدن با خود و کارنامه ی خود، هراس داریم؛ پرسشی مهم تر را پیش کشید: مگر شریعتی تئوریسین انقلاب و عامل وضع موجود است که اندیشیدن به او، اندیشیدن به این وضع باشد؟ این سوال او، سلسله افکاری را در من برانگیخت که حاصلش کامنت زیر شد. خواستم تا این کامنت را جداگانه منتشر کنم، چون فکر میکنم که در آن، از زاویه ای غیر از ستایش و نکوهش، شیفتگی و نفرت، غلو و تحقیر و ... به «مساله ی شریعتی» و اهمیت آن اشاره شده است. با شریعتی موافق باشیم یا نه، در لا به لای عباراتش ان قلت کنیم یا مثل کتاب مقدس از حفظ بخوانیمش، سخنانش را «پیامک» و «استاتوس» کنیم یا برایش «جک» و «ردیه های تئوریک» ببافیم، به هر حال شریعتی شریعتی ست و جای طفره ای از رویارویی با مساله ی او نیست. مساله ای که به خیلی از امور دیگر متصل است و پای هزار پرسش مهم دیگر را نیز، با خود به پیش می کشد. امیدوارم که کامنت زیر، که درباب اهمیت شریعتی و نسبتش با وضع موجود است، مایه ای برای تاملی کوچک بر او و افکار و آثارش بشود:


[برای پاسخ به پرسش ربط شریعتی به انقلاب ۵۷، باید گفت:] بستگی داره که از کلمه ی انقلاب چه چیزی بفهمیم. اگه مراد از انقلاب ۵۷، مجموعه وقایعی ست که به نظام جمهوری اسلامی ختم شده، قطعا کمتر نسبتی میان افکار شریعتی و این حاکمیت تئوکراتیک و محافظه کار می توان پیدا کرد. اما اگر ۵۷ را حرکتی عمومی برای تجدید نظر در حیات ایرانیان معاصر بدانیم، فکر میکنم که دینی اساسی به افکار شریعتی دارد و کمتر کسی به پایه ی او، توانسته ست وجدان عمومی ما را مخاطب پرسش هایی جدی در باب وضعیت تاریخی خودمان بکند. شریعتی پرسشگر و آفرینشگر و حساس، و به قول خودش شریعتی نهضت و آرمان و تشیع علوی، قطعا پرونده ای گشوده ست که به خاطر آوردن نامش، بیشتر از هر چیزی، آن پرسش ها را برای وجدان مان زنده میکند. مردمی که پی پرسش ها و حرکت خود را نگرفتند و خیلی زود از راهی که قدم در آن گذاشتند به عقب بازگشتند و نهاد سلطنت را با نهاد فقاهت تاخت زدند، تا تنها یک قشر و صنف خاص برای شان و به جای شان به مسایل اساسی شان بیندیشد، و تصمیم بگیرد؛ قطعا از خود فقها و مسئولین کنونی، نسبت به وضعیت کنونی مسئول ترند و افکار شریعتی می تواند که همین وجدان خفته را بیدار کند. وجدانی که اگر بیدار شود، موریانه در لانه ی محافظه کاران و مدافعان وضع موجود میکند. محافظه کارانی که صدهزار بار راضی ترند تا مردم به آن ها فحش و خشم و کینه نشان دهند تا آنکه نسبت به خودشان وجدان و مسئولیت و آگاهی به خرج دهند و خود را به زیر تیغ نقد خود ببرند. مردمی که جرات و مسئولیت اندیشیدن به خویش و کارنامه ی خویش را داشته باشند، از هزار توش و توان نظام قدرت و  جبر ساختاری آن، می توانند موثر تر باشند و راهی اساسی تر به آینده بگشایند. صدای شریعتی، ندایی برای اندیشیدن و قدم گذاشتن در چنین راهی ست و قطعا خطر آن، از هر اپوزسیون و افکار چپ یا راستی، بیشتر است...

موافقین ۴ مخالفین ۱ ۹۶/۰۴/۱۷
یوزف کا

نظرات  (۲)

۱۸ تیر ۹۶ ، ۰۰:۳۰ پـــــر ی
کامنتت رو خوندم یوزف کا. بسیار ممنون از صحبت های خوبت. 
همانجا پاسخ داده ام و البته نظرم تقریبا با تو همسوست. 
سپاس 
پاسخ:
ممنون از تو بابت پیش کشیدن این بحث و پرسش ها خوب!
عالی
پاسخ:
سپاس!

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی