آوَخ

آوخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوخ! چه داد هدیه به ما آموزگار...

آوَخ

آوخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوخ! چه داد هدیه به ما آموزگار...

فکر میکنم درباره ی معنای این عبارت که «نظر هر شخص محترم است»، هنوز تصور دقیق و روشنی نداریم و آن را گاهی حمل بر نسبی گرایی و صحیح بودن همه ی نظرها میکنیم و گاهی نیز آن را به معنای تایید فحوای نظر هر فردی میدانیم (تاییدی عملی و اخلاقی آن شخص). اصلا احترام به یک نظر، به عنوان اصلی اخلاقی متضمن این موارد نیست و نمی تواند باشد. قدری از این ابهام هم ناشی از این است که تعبیر فارسی، دارای گونه ای از آرایه ی ادبی مَجاز است. در فارسی میگوییم که «من به پدر و مادرم احترام میگذارم» و مقصودمان از این عبارت، کمابیش رفتاری واضح و معین است در نسبت با خانواده، مثلا قدردانی یا تکریم شان.

اما مراد از احترام به یک نظر چیست؟ آیا یک نظر، فردی انسانی ست که تکریم یا قدر دانی شود؟ البته که نه. احترام به طور کل، چندان که درباره ی یک فرد انسانی نیز، دلالت میکند بر گونه ای قدر دانی و به جای آوردن حق امر محترم. بنابراین احترام به یک نظر نیز، به جای آوردن حق آن نظر است. اما حق نظر چیست؟ زبان فارسی به خوبی این تعبیر را معنا میکند: «به جا آوردن حقیقتی که از آن دیدگاه، آشکار میشود». زیرا نظر، به معنا دیدن است و لفظ نظر در فارسی مجاز از منظر به معنای دیدگاه است. نظر من درباره ی فلان فرد، یعنی منظر و مرئا و دیدگاهی که از آن به او می نگرم و حقایقی که از او، بر من آشکار میشود. پس احترام به نظر، یعنی درک و دریافت و تصدیق حقیقتی که از یک دیدگاه به ما ارایه میشود و این درست عین معنای نقد است. از همین روست که منتقدان ادبی و هنری، وقتی به نقد اثری می پردازند، در ابتدا میگویند که آن اثر، ارزش مورد نقد واقع شدن را داشته یا نه. این به معنای منت منتقدان یا خودبرتر بینی آنان نیست، بل به معنای آن است که حقیقتی را در آن اثر می یابند که محدودیت ها یا نقائص آن اثر، آن را مخفی میکند یا خوب بیان نمیکند، پس میکوشند تا با نقد آن را تبیین کنند. نقد یک منتقد بر یک اثر، احترام گذاردن او به آن اثر است.
با این تفصیلات گمان میکنم روشن شده باشد که چرا عبارت «هر نظر محترم است»، هیچ ارتباطی با تایید عقاید یک نژاد پرست یا توهین کننده ندارد و متضمن هیچ نسبی گرایی نیز نیست. توهین کردن، ابراز کردن یک نظر یا منظر نیست، کنشی کلامی ست که دلالت بر خشونت و نفی دیگری دارد. دیدگاه نژاد پرست نیز، تا جایی که ستایش و پرستیدن و مطلق شمردن یک نژاد یا تاریخ باشد، ابراز یک نظر نیست، کنش کلامی ست به عنوان ستایش یا پرستش. نظر، یا ابراز نظر، کنشی کلامی ست که در آن یک منظر یا دید پدیدار میشود و گوشه ای از حقیقت یک پدیده یا جهان یا یک واقعه، هویدا میشود. مثلا نظر من درباره ی اسلام، چیزی ست بر اساس تجارب و مطالعات و ... ام که با بیان نظرم، تا حدودی بر مخاطبم، هویدا میشود. اما اگر در ستایش یا نکوهش اسلام زبان بگشایم، دیگر دید و منظر به جهان یا تجاربم یا مطالعاتم به مخاطب خود ندادم. حداکثر به او یک دید و حقیقت داده ام، و آن نسبت شخصی خودم با اسلام است، حقیقتی که تنها به درد کسی میخورد که بخواهد بداند من چگونه شخصی هستم.
حاصل آنکه، احترام به نظر افراد، معنای مهم و دقیقی دارد، که گاهی با برداشت های نادرست خلط میشود و درست به گونه ای خشونت منتهی می شود، که شما در صدد پرهیز دادن از آن بودید. وقتی بدانم که حق نظر و منظر و اندیشه ی من، نزد شما به جا آورده نمیشود و فی المثل، تنها در صورتی که موافق شما باشم نظرم محترم شمرده میشود، اولا احساس تبعیض و بنابراین خشونت از جانب شما میکنم، و ثانیا می کوشم نظرم را بر شما پوشیده بدارم و همین، منجر به فروبستن قابی از حقیقت به شما میشود.
کامنتم قدری طولانی شد، اما فکر میکنم موضوع به قدری مهم و اساسی بود که ارزش قدری استدلال و دقیق سخن گفتن را داشته باشد. در هر حال شما میتوانید که نظر و منظر متفاوتی داشته باشید و این نظر شما، به عنوان یک نظر فی نفسه محترم است. اما بدیهی ست که اگر نظر من و یا به طور کل نظر همه گان برای شما احترامی نداشته باشد، ادامه ی گفت و گو قدری سخت و شاید ناممکن شود.
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۲۴
یوزف کا

نظرات  (۳)

۲۴ فروردين ۹۶ ، ۰۲:۱۹ نرگس نورعلی وند
الان که دارم فکر میکنم میبینم باید روشنگری بشه در خصوص این سنخ جملات. این‌جور جملات که در حوزه فرهنگ عمومی بسیار پرکاربرد شده اند، به لطف شبکه‌های اجتماعی!
یکی دیگه شون هم "قضاوت نکردنه"
سر فرصت درمورد این هم بنویسید
پاسخ:
ابهام جز جدایی ناپذیر حیات فرهنگی آدمی ست، نفس حضور آن لزوما مخل فهم و حقیقت نیست، و آدمیان نیز نمیتوانند هیچ گاه به تمامی از آن خلاص شوند، چرا که فاهمه ی نامتناهی خداوند را ندارند. اما گاهی فراموش میکنیم که ابهاماتی وجود دارند و بنابراین همه چیز را بدیهی و همسان با باورهای خود فرض میکنیم، اینجاست که ابهامات می توانند ما را حقیقت دور کنند. شبکه های اجتماعی، همانطور که گفتید، عموما همین کارکرد را دارند و امکان تامل و درنگ را به محاق می برند.
قضاوت نکردن هم، از جمله ی همین ابهامات و دشواری های بنیادین است که عموما آن را سهل میگیریم و به موافقت و مخالفت های مساله دار، نسبت به آن ابراز می کنیم. سعی می کنم در اولین فرصت تاملات خودم را در این باره بنویسم، اما حتمن خوشحال می شوم تاملات شما و دیگر دوستان را درباره ی آن بخوانم.
۲۴ فروردين ۹۶ ، ۰۴:۱۶ پیمان محسنی کیاسری
به دلیل شکسته شدن عینک خوندن برام خیلی سخته!
اما با هر زحمتی که بود نوشته شما رو می‌خوندن و لذت می‌بردم و می‌بردم :)

دیدگاه جالبی بود، می‌شه بهش فکر کرد…
پاسخ:
جای خوشبختی ست که کلماتم ارزش خوانده شدن دارند، از توجه تان ممنونم
سلام، وقتتون بخیر 
مدتی پیش درباره این موضوع فکر میکردم و به نتیجه ای مشابه با شما رسیدم اما شما اینجا خیلی کامل تر و روشن تر موضوع رو تحلیل کردید . به صورت خیلی عامیانه من به این نتیجه رسیدم که احترام گذاشتن به نظر به معنای تایید اون نظر نیست و بعد از اون در قسمت اینکه نظر به چه معنی هست گیر کردم . 
 اما شما در اینجا به صورت واضح موضوع رو بیان کردین، مشخص کردین که تفاوت نظر و کنش کلامی چی هست و در نهایت متن کامل شد . 

سپاسگذارم از مطلب خوب و کاملتون . 

پاسخ:
نظر لطف شماست دوست من

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی