آوَخ

آوخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوخ! چه داد هدیه به ما آموزگار...

آوَخ

آوخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوخ! چه داد هدیه به ما آموزگار...

خط هفدهم: استثنا و کل

پنجشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۰۳ ب.ظ

در قریب به اکثر موارد، میتوان مطمئن بود که هیچ گاه یک کل، کلیت و اصل همه شمول، پدید نمی آید مگر آنکه چیزی را بی سر و صدا و در خفا، از دایره حذف و استثا کرده باشند. هر چه آن کلیت، هویت، قاعده و قانون، سازگار تر، یکپارچه تر و مستحکم تر، حذف آن استثنا نیز، خشن تر، بی محاباتر و پنهان تر. این درس بزرگی بود که آدمیان، و حتا خردمندترین شان-یعنی فیلسوفان- برای درکش، هزینه های گزاف دادند، اما هنوز نمی خواهند معنای آن را متوجه بشوند. حتا آنانکه ظاهرا آغوش به استثنا می گشایند و و دعوی پلورالیسم گسترده می کنند، هنوز از درک این نکته عاجزند که پذیرفتن استثا به عنوان استثنا، چیزی بیشتر از ترحمی مشمئز کننده و حقارت آمیز نیست! جهان نه کلیتی ست یکپارچه و نه اجزایی ست بی غایت و در هم و بر هم. جهان کلیتی ست گشوده و هماره ناتمام، کلیتی که پیش از هر تعین، ثبات و تحقق، زیسته میشود و اجزا از پس آن سر بر می آورند، و نه آنکه از آن اجزا ساخته شده باشد.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۲۶
یوزف کا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی