آوَخ

آوخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوخ! چه داد هدیه به ما آموزگار...

آوَخ

آوخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوخ! چه داد هدیه به ما آموزگار...

خط نهم: حدیث فکرت...

چهارشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۱۲ ق.ظ

سحرگاهان که مخمور شبانه

گرفتم باده با چنگ و چغانه

نهادم عقل را ره توشه از می

ز شهر هستیش کردم روانه

نگار می فروشم عشوه‌ای داد

که ایمن گشتم از مکر زمانه

ز ساقی کمان ابرو شنیدم

که ای تیر ملامت را نشانه

نبندی زان میان طرفی کمروار

اگر خود را ببینی در میانه

برو این دام بر مرغی دگر نه

که عنقا را بلند است آشیانه

که بندد طرف وصل از حسن شاهی

که با خود عشق بازد جاودانه

ندیم و مطرب و ساقی همه اوست

خیال آب و گل در ره بهانه

بده کشتی می تا خوش برانیم

از این دریای ناپیداکرانه

وجود ما معماییست حافظ

که تحقیقش فسون است و فسانه


لسان الغیب
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۸
یوزف کا

نظرات  (۱)

۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۴۲ پنیر سوئیسی
عجب! من الان چند روزی هست که ذهنم درگیر این غزل حافظه. وقتی اینجا دیدمش جا خوردم یجورایی.
 میانه ی خوبی با شعر ندارم ولی این غزل چیزی تو خودش داشت که احساس کردم یه تفکر محکم و متینی توش هست در عین همون پریشانی و عجزی که_به نظر من_شاعر بهش اذعان داره.
و البته اون بیت عجیب که میشه گفت در میانه ی غزل اومده و ظاهرا به این "خالی" بودن اشاره میکنه:
 نبندی زان میان طرفی کمروار/اگر خود را ببینی در میانه

انقدر کلمات، بی نقص و استوار کنار هم قرار گرفتن که انگار زبان فارسی وجودشو از شعر حافظ گرفته و نه بالعکس. به قول شما آدم باید شدیداً زبان رو زندگی کرده باشه که بتونه چنین بهره ای از کلمات ببره.
پاسخ:
شعر به خودی خود چیزی نیست که بتوان اهلش بود، مگر اینکه به آن عادت کرده باشی و محض تفنن و بازی با واژگان به آن نظر کنیم.
اما برخی از اشعار، چیزی در خود دارند که از شعر بودن صرف، از شاعرانگی خشک و خالی فراتر می روند، بدل به تجربه ی دیگری می شوند و آن تجربه را نیز خطاب به ما، باز می گویند و باز می گشایند. تجربه ای که از سنخ دیگری ست و هیچ آشنا با احوال دیگرمان نیست. این اشعار کمیاب، درست برخلاف اشعاری که اهل شعر با آن شعار شاعرانگی سر می دهند، برای هر موجود زنده ی زبان داری، تکان دهنده و از آن خود کننده است. این شعر حافظ هم، به نظرم بی تردید از همین گونه است.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی